خودکشی، «زهر خاموش» جوامع مدرن است/ ضرورت تقویت «قرارگاههای محلی» برای مدیریت بحران
معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کل کشور، با تبیین ابعاد سهگانه «افکار، تهدید و اقدام» در خودکشی، این پدیده را نه صرفاً یک معضل اقتصادی، بلکه برآیند بحرانهای انزوای مدرن، خلأ معنایی و برهنگی دانست.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، حجتالاسلام والمسلمین محمدامین وحدانینیا معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کشور در همایش علمی تخصصی پیشگیری از خودکشی با اشاره به تجربیات میدانی خود اظهار کرد: همکاران ما در دادستانی در فضای مجازی رصد میکردند و با موردی مواجه شدند که فردی در آستانه خودکشی پیامی منتشر کرده و اعلام کرده بود که «من در حال اقدام به خودکشی هستم». همکاران بلافاصله شماره تلفن او را پیدا کردند که خوشبختانه خط به نام خودش یا خانوادهاش ثبت شده بود. ساعت ۱۲ شب همکاران به درب منزل مراجعه کردند؛ وقتی پدر خانواده بیرون آمد و همکاران اعلام کردند دختر شما در حال اقدام به خودکشی است، ابتدا باورش نشد و حتی کمی با تندی و پرخاش پاسخ داد، اما بعد که متوجه واقعیت ماجرا شد، بسیار تشکر کرد. این نشان میدهد که حضور و مداخله بهموقع چقدر حائز اهمیت است.
وی در ادامه به تجربه دیگری اشاره کرد و گفت: در دورانی که در دادستانی یکی از استانها خدمت میکردم، همکاران اطلاع دادند فردی قصد دارد خود را به آتش بکشد. یک مدیر هرگز نباید در چنین شرایطی بیتفاوت باشد؛ بنابراین شخصاً بیرون آمدم و دیدم جمعیتی تجمع کردهاند و خانمی دبه نفتی را برداشته و در حال خالی کردن آن روی خود است تا خودسوزی کند. در آن لحظه به اطرافیان گفتم او را رها کنید؛ با ادبیاتی که گاهی خودمان بلدیم و میدانیم چگونه باید برخورد کرد با او صحبت کردم، آن خانم خندید، جلو آمد و گفت: «حاجآقا حرف مرا گوش کن، معلوم است شما حرف گوش میدهی.» این وقایع نشان میدهد که حضور بهموقع و شیوه مواجهه تا چه اندازه میتواند حیاتی باشد.
معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کل کشور خاطرنشان کرد: خودکشی پدیدهای است که در لایههای زیرین جوامع مدرن، مانند یک «زهر خاموش» در جریان است؛ خودکشی یک مرگ ناگهانی نیست، بلکه یک «فرآیند فروپاشی» است. ما با یک مثلث خطرناک روبرو هستیم که ضلع نخست آن «افکار خودکشی» در ذهن است، ضلع دوم «تهدید به خودکشی» است که در حقیقت فریادی برای جلب توجه و نشان دادن درد درونی یک انسان به شمار میرود و ضلع سوم در نهایت «خاتمه عمدی، آگاهانه و ارادی به حیات» است. در واقع خودکشی زمانی رخ میدهد که فرد، مرگ را نه به عنوان یک پایان، بلکه به عنوان یک «راهکار حل مسئله» در یک بنبست زندگی تلقی میکند و در آن بنبست، از حق حیات خود برای فرار از رنج استفاده میکند. خودکشی در حقیقت اقدامی «علیه خویشتن» است.
وی با تأکید بر لزوم نقد باورهای سهلانگارانه تصریح کرد: از اساتید حاضر در جلسه تقاضا دارم مجموعه ۷ جلدی «تحلیل وضعیت اجتماعی ایران» را که توسط سازمان اورژانس اجتماعی کشور منتشر شده است، مطالعه کنند و نقد خود را نسبت به آن ارائه دهند. بنده چندین صفحه نقد بر این مجموعه نوشتهام؛ چرا که در بررسی علل خودکشی، تحلیل بسیار ناقصی ارائه کرده است. باید این باور سهلانگارانه را نقد کرد که عدهای تصور میکنند با توسعهیافتگی، لزوماً نرخ خودکشی کاهش پیدا میکند. اگر چنین بود، امروز کشورهای غربی نباید نرخ خودکشی بالاتری نسبت به ما میداشتند. انحصاری کردن علل خودکشی در تحقیقات علمی خطاست و ما با چند بحران بنیادین در این حوزه مواجه هستیم.
حجتالاسلام وحدانی در تشریح این بحرانها گفت: نخست، «بحران انزوای مدرن» است؛ یعنی همان فردگرایی مفرط. تکنولوژی و فضای مجازی اگرچه ما را به دنیا متصل کرده و منافع فراوانی دارد، به طوری که بنده شخصاً با تمام ابزارهای نوین کار میکنم و مخالف تکنولوژی نیستم اما در حقیقت ما را در سلولهای تنهایی محصور کرده است. ما نسلی داریم که در میان هزاران لایک و کامنت، در تنهایی مطلق زندگی میکنند و این فقدان پیوند اجتماعی، از جمله پیشرانهای اصلی خودکشی در میان جوانان است.
وی ادامه داد: دومین عامل، «بحران خلأ معنایی» یا همان افول معنویت است؛ وقتی انسان از ریشههای معنایی خود جدا میشود، در برابر طوفانهای زندگی تاب نمیآورد.
معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کل کشور گفت: سومین عامل نیز «بحران برهنگی و عریانی» است؛ بنده به سیاستمداران، مدیران و به ویژه والدین هشدار میدهم، چرا که خانواده در رأس جامعه قرار دارد و از این موضوع غفلت شده است. این بحران حتی در آمریکا، اروپا، فرانسه و انگلیس به این شکل مطرح نیست، اما در کشور ما بر اساس پروندههای موجود، یکی از پیشرانها است. در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ در پروندههای قتل و خودکشی در دیوان عالی کشور، عامل عریانی و برهنگی به عنوان یک فاکتور مهم خود را نشان داده است. این زنگ هشداری جدی است و پژوهش بنده با عنوان «علل نقض آرا در دیوان عالی کشور در پروندههای نقض حریم حجاب» نیز به زودی در قالب کتاب منتشر خواهد شد.
وی با اشاره به آمار استانها خاطرنشان کرد: نکته قابل تأمل این است که مناطقی با ضریب توسعه کمتر، وضعیت بسیار بهتری دارند؛ به عنوان نمونه، استان سیستان و بلوچستان با وجود اینکه استانی کمبرخوردار و با توسعهیافتگی پایینتر است، در انتهای جدول آمار خودکشی قرار دارد و بهترین وضعیت را در کشور داراست. این امر نقدی جدی به گزارشهای تکبعدی است و ثابت میکند اقتصاد و بیکاری اگرچه بسیار مهم هستند، اما تنها عامل نیستند و معنویت نقش کلیدی دارد. همچنین نرخ خودکشی در سراسر دنیا در میان پزشکان و دانشجویان پزشکی بالاتر است، زیرا آنان با جسم انسان و مرگ سروکار دارند، از مرگ ترسی ندارند و به تعبیری شجاعتر هستند؛ به همین دلیل ممکن است تصمیم به خودکشی در آنها آسانتر شکل بگیرد که باید برای این قشر برنامهریزی ویژهای صورت گیرد.
حجتالاسلام وحدانی گفت: علل خودکشی در سه سطح «کلان» (ساختاری)، «میانه» (محیطی) و «خرد» (فردی) طبقهبندی میشود، اما یک چالش اساسی ما «ابهام در روایتهای علت خودکشی» است. در پروندههای قضایی مکرراً مشاهده میکنیم که اولیای دم در مرحله دادسرا و بازپرسی یک علت را برای خودکشی عنوان میکنند، در مرحله تجدیدنظر علت دیگری را میگویند و زمانی که پرونده به دیوان عالی کشور میرسد، روایت خانواده کاملاً دگرگون میشود. این تغییر روایتها نشان میدهد پژوهشگران نباید سطحینگر باشند یا علتها را به شکل تقلیلگرایانه صرفاً ناشی از یک بحران خاص بدانند؛ خودکشی پدیدهای چندبعدی است.
وی با اشاره به ابعاد قانونی خودکشی تصریح کرد: در نظام حقوقی و قانون مجازات اسلامی ما، خودکشی به صورت مستقیم جرمانگاری نشده است؛ یعنی اگر کسی اقدام به خودکشی کند و ناموفق باشد، دادگاه او را محاکمه نمیکند. اما «معاونت در خودکشی» و تسهیل آن، یا ترغیب و تشویق دیگران به خودکشی در فضای رسانهای و مجازی، دارای عنوان مجرمانه و مستوجب مجازات قانونی است. با این حال نباید تنها از منظر جزا به موضوع نگاه کرد؛ آموزههای قرآن کریم و یاد خدا بسیار راهگشاست؛ فرد اگر در همان لحظه بداند خدایی هست و به او توجه کند، نجات مییابد.
معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کل کشور به راهکارهای عملیاتی اشاره کرد و گفت: ما به یک مدل عملیاتی چندبخشی نیاز داریم. در بعد اجرایی، راهبرد اصلی ما «تقویت قرارگاههای محلی» است که هفته گذشته بخشنامه آن از سوی دادستانی کل کشور به تمامی دادستانها ابلاغ شد. کار دادستانی دخالت در اجرا نیست؛ چرا که تخصص آن را هم نداریم، بلکه کار ما نظارت، مطالبهگری و جلوگیری از اقدامات جزیرهای است. ما از بهزیستی و دانشگاههای علوم پزشکی میخواهیم فعالیتهای خود را ذیل این قرارگاههای محلات هماهنگ کنند. نباید تصور کرد افراد فقط باید به کلینیکها و نزد متخصصان بیایند؛ گاهی تأثیر گفتگوی صمیمی با یک دوست بسیار بیشتر از مراجعه به یک پروفسور و پزشک متخصص است. صداوسیما و آموزشوپرورش موظف به آموزش هستند تا حتی در یک روستای دورافتاده نیز فرد بداند اگر دوستش تصمیمی برای آسیب به خود گرفت، چگونه مداخله کند.
وی بیان کرد: روز گذشته مکاتبهای با معاونت علمی ریاست جمهوری انجام دادیم تا در طراحی پلتفرمهای هوش مصنوعی ورود و نظارت شود. هوش مصنوعی ابزاری با خطاهای بسیار است و باید با تدوین دستورالعملها مانع از آن شد که پلتفرمهای هوش مصنوعی به جوانان ما مشاورههای منتهی به خودکشی ارائه دهند؛ ما باید برای آینده جامعه در این حوزهها ورود جدی داشته باشیم.
حجتالاسلام وحدانی ریشه اصلی مشکلات را فقدان مهارتآموزی دانست و گفت: مشکل اساسی ما آموزش در خانواده و نظام تعلیم و تربیت است که به بیراهه رفته است. اگر ما مهارتهای زندگی و بهویژه «مهارت خودکنترلی» را به فرزندانمان بیاموزیم، آمار بحرانها به شدت کاهش مییابد. امروز بیشترین آمار ورودی پروندهها به دادگاههای خانواده و دیوان عالی کشور مربوط به طلاق است و اکثریت این پروندهها به نسل جوان و نوجوان اختصاص دارد؛ علت این است که مهارتهای رفتاری و تعاملی را به آنها آموزش ندادهایم. خودکشی نیز همینگونه است و اگر آموزشوپرورش و دانشگاهها به مهارتآموزی توجه کنند، این بحرانها مهار خواهد شد.
نظر دهید